فرماندهی پولیس ولایت غور در مرکز افغانستان میگوید در نزدیک به سه ماه گذشته به صورت تدریجی اعاشه نیروهای پولیس این ولایت قطع شده است.
جنرال ضیاءالدین ثاقب؛ سرپرست و آمر امنیت فرماندهی پولیس غور میگوید بیم آن میرود که با ادامه این وضعیت شماری از سربازان وظیفه را ترک کنند.
شماری از افسران در این ولایت میگویند در نزدیک به سه ماه گذشته، کم کم مواد خوراکی آنها محدود و بالاخره قطع شده است.
آقای ثاقب میگوید بارها به وزارت داخله اطلاع داده؛ اما هیچ پاسخی نگرفته است.
او میگوید:"تمام اعاشه ما قطع شده. نان و تخم مرغ نداریم. تخم مرغ ، میوه و شیر ما حواله نشده. تا حالا از بازار میخریدیم. حالا پول آن را نداریم که از بازار بخریم. سربازان مجبور اند که از خانههای خود نان بیاورند."
آقای ثاقب میگوید شرکتی که تامین مواد خوراکه سربازان را در غور قرارداد کرده، دفتری در این ولایت ندارد و پاسخگو نیست.
باید از اندوه و شرم، آب شویم و بمیریم! آنها طالبان و القاعده و داعش و حزب اسلامی نیستند که در کوهستان های سنگلاخی و صعب العبور از بیم مرگ، در سوراخ سنگ ها و دل مغاره ها خزیده و با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند؛ آنان جوانان رشید و شجاع و جان بر کفی هستند که تمام هستی شان را واگذاشته، از زن و فرزند و زندگی دل بریده و جان های شیرین شان را در دست گرفته اند تا از این خاک نفرین شده، دفاع کنند و اجازه ندهند که تروریست های وحشی پاکستانی و عرب و چچنی و ازبک، بر وجب وجب این خاک، سیطره پیدا کنند و هستی و هویت و مملکت شان را به تاراج ببرند.
آنها نیروهای پولیس ملی اند که در غور با شکم گرسنه، در دو جبهه در شمال و جنوب با تروریست های خون آشام می جنگند؛ اما از کابل، حتی نان خشک نیز از آنها دریغ می شود.
آنها با تروریست های بین المللی می جنگند که با سلاح های پیشرفته امریکایی و روسی و معاشات دالری قدرت های نفتی عرب و سازماندهی و حمایت نظامی سازمان جاسوسی پاکستان، مجهز اند.
به راستی در این کشور چه می گذرد که در آن، تروریست ها تکریم می شوند، مقام های تروریست پرور، همه روزه در کمال عزت و احترام، ترفیع و ارتقا داده می شوند و بر مهم ترین مسندهای قدرت، تکیه می زنند؛ اما سربازان بی نام و نشانی که از خون خود مایه گذاشته اند تا این وطن، به جولانگاه تروریزم بدل نشود، گرسنه می مانند؟
در سرزمینی که ترور و آدمکشی و خیانت به کشور و خدمت به بیگانه، جرم نیست، باید دفاع از وطن جرم باشد! به همین دلیل است که سهم سربازان، جنگ با شکم گرسنه است و وقتی کشته شوند، کسی حتی حاضر نیست، اجساد شان را از میدان نبرد بردارد و به خانواده های شان بسپارد.
به همین جهت است که این سیستم سراسر ستم و سیاهی و فساد و تباهی، به جای تکریم و احترام و عزت و تأمین آبرومندانه معیشت خانواده ها و بازماندگان شهدای امنیتی، با جنایت و جفای تکان دهنده، بیوهگان مظلوم و بی پناه نیروهای شهید امنیتی را مجبور می کند که به خواسته نفرت انگیز و حیوان منشانه مقامات رذل و فرومایه تن دردهند و در برابر تجاوز جنسی، اعاشه ناچیزی به دست آورند تا از گرسنگی نمیرند.
در چنین شرایطی، از چه کسی و چگونه انتظار داشته باشیم که بساط جنگ و جولان تروریست ها برچیده شود و چشم اندازی روشن و امیدبخش و آکنده از امید و رهایی و رستگاری در انتظار افغانستان و ساکنانش باشد؟
دروغ های مکرر چند مقام فاسد و بی مصرف که حاضر اند هر ننگی را به جان بخرند و به هر ذلت و حقارتی تن دردهند تا کرسی قدرت پوشالی شان حفظ شود، آیا می تواند اندکی از این رنج جانگاه و طاقت سوز بکاهد؟
سربازان پولیس در غور، گرسنه می مانند، نیروهای ارتش در جبهه ها، علف می خورند، تروریست های خون آشام اما بی هیچ مرز و مانعی، تا عمق پایگاه های نیروهای امنیتی، نفوذ می کنند و ده ها نفر را سلاخی می کنند. در این سو در کابل، اشرف غنی، حاضر نیست دست از صلح ریاکارانه، محکوم به شکست و ذلت بارش با تروریست ها بردارد و همچنان میلیون ها دالر را صرف این روند بدنام و بی نتیجه می کند.
با این وصف، چگونه می توان امیدوار بود که جنگ پایان یابد، وطن، امن و آباد شود و مردم به صلح و رفاه و زندگی برسند؟
نه تنها اراده ای برای ساختن و نجات و آزادی، وجود ندارد؛ بلکه دست هایی نحس و پلیدی هستند که اینگونه آگاهانه، آب در آسیاب دشمن می ریزند و مانع از غلبه نیروهای امنیتی و شکست تروریزم می شوند.
فاطمه موسوی- خبرگزاری جمهور