در پی شکل گیری "شورای عالی ایتلاف برای نجات افغانستان" که توسط عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی، عطامحمد نور رییس اجرایی حزب جمعیت و محمد محقق رهبر حزب وحدت که در ترکیه پایه گذاری شد؛ واکنش های زیادی به این اقدام از سوی بسیاری از چهره های مطرح دولتی و غیردولتی رونما شد.تصویر تکراری اتحاد نه چندان پایای مردانی که در طول چند سال گذشته بارها به بهانه اتحاد دست روی دست گذاشته اند؛ اما در مرحله عمل، بار دیگر آنچه از خود تبارز داده اند بسیار ناامید کننده بوده است.با توجه اختلافات ریشه ای دوستم و نور که بارها دامنه آن به جنگ های خونین طی سه دهه گذشته نیز کشیده شده و تنش هایی که به صورت همیشگی بین محقق و عطامحمد نور وجود داشته؛ بسیار سخت می توان به این امید بست این ایتلاف که می توان گفت از تکراری ترین اتفاقات مقاطع مختلف سیاست درونی کشور بوده؛ راه به جایی ببرد.البته مردم افغانستان همیشه از چنین ایتلاف هایی استقبال کرده و آن را به دیده امید نگریسته اند و نگارنده نیز برای آن فرجامی خوش یمن آرزو دارد؛ اما آنچه در این مقال قرار است بدان پرداخته شود؛ نه آسیب هایی که در انسجام این نوع تشکیلات متصور است؛ بلکه هجمه هاییست که تیم حاکم فعلا برای به چالش کشیدن آن در سر دارد.گلبدین حکمتیار پس از بیست سال فراری بودن، حالا به دامن "حکومت کابل" پناه آورده و بر خلاف وعده ای که کرده بود؛ ترجیح داده است روابطش را با "کفار و ایادی آن" گرم تر کند.رهبر حزب اسلامی که از این حزب فقط شاخه ای کوچک بین این همه انشعاب باقی مانده؛ با حضور خود، ظاهرا قصد دارد به نوعی ثابت کند که تاثیرگذاری مطمینی روی تحکیم پایه های حکومت دارد. حزبی که به نظر می رسد فقط او از گردونه قدرت دور مانده بود، وگرنه تقریبا تمام اعضای آن در چوکات حکومت سهمی به سزا داشتند.گلبدین گفته است که می خواهد جبهه ای جدید را زیر نام "تفاهم ملی" تشکیل می دهد که به احتمال قوی، جبهه نوین ملی به رهبری انوارالحق احدی، شورای حراست و ثبات افغاستان که سیاف و اسماعیل خان و دیگر بازماندگان از قدرت شامل آن هستند و تنی چند از چهره های شاخص حزب وحدت با گفتگوهایی که به عمل آمده؛ شامل این تشکیلات خواهند شد.در صف بندی های سیاسی که قرار است در برابر "ایتلاف برای نجات افغانستان" ایجاد شود؛ دقیقا کسانی قرار دارند که خود در مسیر مخالفت با دولت گام برمی دارند. چهره هایی که طبق سنت افغانستان، وقتی از قدرت باز می مانند؛ ایتلاف تشکیل می دهند و پس از مدتی هم از التهاب شان کاسته می شود.آنچه قابل مکث به نظر می رسد این است که حکومت برای مقابله با اپوزیسیون های موجود ( که البته فقط عنوان اپوزیسیون بر آنها اطلاق می گردد و در تعریف منطقی آن، چیزی با این قدرت تاکنون در برابر حکومت ایجاد نشده) از دیگر مخالفین خود استفاده کرده و مخالفین جدید را به چالش می کشد.مهره پیش برنده بازی هم، فعلا حکمتیار است که قصد دارد قابلیت خود را نشان دهد و مبتکر این طرح گردد. قطعا وقتی با از هم پاشیدگی سیاسی ژرفی که در متن جامعه افغانستان مشاهده می کنیم؛ چهره هایی چون حکمتیار که تا دیروز دشمن "حکومت کابل" بود و حالا قرار است نقش ناجی "حکومت کابل" را بازی کند؛ به راحتی قادرند، خود را تبارز دهند.این طرح حکومت است و انتظار از نتیجه آن هم در حدی خواهد بود که آقایان دوستم و نور و محقق دوباره به شکل مسالمت آمیز به دفاتر کارشان برگردند و در پی آشوب سیاسی در کشور نباشند.اینکه حکمتیار در آینده چه در سر دارد و چه خواهد کرد؛ گذر زمان آن را معلوم می کند. اما بعید به نظر می رسد که حکمتیار حالا که خود را به چنین سخافتی زده و زیر یوغ حکومتی که تا دیروز سربازانش را به هر بهانه ای هدف قرار می داد، درآمده است؛ نقشی بزرگتر از یک مهره را در این جریان بازی کند.به هر حال حکومت غنی، اکنون با دشمنان خود با بهره گیری از دیگر دشمنان حکومت عمل می کند و این روند تاثیرگذار، برای سرگرم کردن سیاسیون ادامه خواهد یافت.حکمتیار هم فعلا سرگرم برنامه ریزی برای شستن چهره خون آلود خود است، تا دیده شود در آینده چه نشان خواهد داد. ایتلاف های دو روزه افغانستان هم چیزی بیش از حکمتیار را برای از هم پاشیدن نیاز ندارند. زیرا کینه های قدیمی موتلفین، دیر یا زود دوباره برجسته شده و جای منافع فعلی را پر خواهد کرد.الیاس کاتب