جنبش روشنایی از آنچه "بازداشت های گسترده" در آستانه سفر اشرف غنی؛ رییس جمهوری به بامیان خوانده، خبر داده است.گفته شده که دهها نفر بازداشت شده اند و همچنین در جریان سخنرانی اشرف غنی، برخی خبرنگاران توسط گارد امنیتی او از تالار، اخراج شده اند و نیز، تعدادی از خبرنگاران به شمول خبرنگار خبرگزاری جمهور، مورد ضرب و شتم پولیس قرار گرفته و خساراتی به وسایل خبرنگاری آنان، وارد آمده است.سازمان دیده بان رسانه ها "نی" مدعی شده که در آستانه سفر غنی به باميان، اینترنت و شبکه های اجتماعي بسيار محدود شده است. گفته می شود فیسبوک در بامیان از کار افتاده است.براساس گزارش دیده بان رسانه ها از قول خبرنگاران در بامیان، شهر کاملا وضعیت نظامی به خود گرفته است.این وقایع در حالی رخ می دهد که انتظار می رفت سفر غنی به بامیان، سرآغاز اقداماتی باشد که به دلجویی و عذرخواهی حاکمیت از مردمی منجر شود که یک تاریخ در حاشیه بوده و از تبعیض سیستماتیک، محرومیت، سرکوب و اختناق سازمان یافته رنج برده و هنوز هم این رفتارها به گونه های متفاوت، ادامه دارد.مردم بامیان در قرن ۲۱ هنوز در تاریکی به سر می برند، مغاره نشینی می کنند و از فرط فقر، مجبور به گیاه خواری می شوند؛ پدیده هایی که حتی در کشور فقیر و فلاکت زده ای مانند افغانستان هم استثنایی و غیرمعمول است.انتظار می رفت آقای غنی با درک همه این مصایب، در سفر به بامیان، به جای تماشای تشریفات رسمی با حضور مقامهای غیرمسؤولی که در طول تاریخ از بامیان و مردمان صبور و مظلوم اش، فقط رأی شان را خواسته اند، به دیدار مردمی می رفت که در مغاره های تاریک شان، پذیرای رییس جمهوری می شدند که هنوز نمی خواهد آنها از نعمت یک برق وارداتی خارجی، بهره مند شوند.لازم بود آقای غنی به یاد بیاورد که بخشی از بامیانی ها در انتخابات ریاست جمهوری گذشته به او رأی دادند شاید به این امید واهی که برای اولین بار در تاریخ، رییس جمهوری داشته باشند که به وعده هایش نسبت به آنها وفادار بماند؛ اما نمی دانستند که اعتراض های شان همچنان ناشنیده خواهد ماند و پاسخ پارچه نوشته های اعتراض مدنی را با ترکش های مسموم واسکتهای انتحاری دریافت می کنند.ایکاش آقای غنی یکبار برای همیشه به سنت نحس حاکمان تبعیض گرا و فاشیست گذشته پایان می داد و دیدار از بامیان را فرصتی برای درک فقر طاقت سوز، صبر تحسین برانگیز و مدنیت شکوهمند مردم خاکی و محرومی قرار میداد که حتی برای یکروز، تصور می کردند رییس جمهوری دارند که به آنها و شرایط سخت و غیرقابل باور زندگی شان فکر میکند و اهمیت می دهد.رییس جمهور غنی در سفر به بامیان ظاهرا از یاد برده بود که او نه یک پادشاه، که رییس جمهوری است که دیروز برای کسب آرای همین مردم، پشت دروازه های شان آمده بود؛ اما امروز حتی حاضر نیست تظاهرات عدالت خواهانه و صلح آمیزشان، فراتر از دیوارهای کانتینری دهمزنگ، به گوش دولتمردان ترسو و جبونی برسد که مردم خویش و جوانان نخبه و تحصیلکرده کشور را به کام تروریست های خون آشام داعش بی هیچ تمهید امنیتی در قتلگاه دهمزنگ، رها کرده اند!بامیان در آستانه سفر غنی، چهره نظامی به خود گرفت؛ شهری که به مرکز تمدن و حرکت های مدنی و اعتراض های صلح آمیز شهرت دارد، شهری که در طول تاریخ حتی یک حمله انتحاری را نیز شاهد نبوده، شهری که مردم آن با محرومیت و تبعیض سیستماتیک می سازند؛ اما برای رسیدن به اهداف مشروع و حقوق حقه شان، هرگز دست به یاغی گری و مزدوری بیگانه و ترور و براندازی دولت مرکزی نمی زنند.پس آقای غنی از چه چیزی هراس داشت؟ از فیسبوک و چند فعال اجتماعی بی سلاح و بی پشتوانه ای که می خواستند به خونخواهی از برادران و خواهران شهیدشان در میدان دهمزنگ، دادخواهی صلح آمیز کنند؟ از خبرنگاران و فعالان رسانه ای که می خواستند خبر این اعتراض را به گوش جهانیان برسانند؟ آیا نظامی سازی غیرنظامی ترین شهر افغانستان، عملا به بلندتر کردن دیوار بی اعتمادی میان مردم و حکومتی که آقای غنی رهبری آن را دارد، منجر نشد؟رهبران ناکام قومی، نمایندگان مطرود و منفعل پارلمان و والی که از همان ابتدا از سوی مردم، مردود اعلام شده بود، معتمدان درجه یک اشرف غنی در سفر به بامیان بودند؛ غافل از آنکه صاحبان اصلی بامیان کسانی بودند که علی رغم سرکوب و بازداشت و ارعاب و ممنوعیت دستگاه های امنیتی، به تأسی از شهید جواد ضحاک، میدان تاریخی الکین را به آوردگاه اعتراض علیه تبعیض سیستماتیک و بی عدالتی آشکار دستگاه حاکمیت مرکزی تبدیل کردند.نرگس اعتماد- خبرگزاری جمهور